قرآن و عالم هستی [علمی , ]
هـسـتـی آغـاز هـسـتـی

« و فضا را، ما آنرا با نیروی ویژه بنا کردیم، و این ما هستیم که پیوسته آنرا گسترش می دهیم»! «سماء»: چیزیکه در بالا قرار دارد (بالای سر قرار دارد)، و به بالای هر چیزی سماءِ آن گفته می شود (و به پائین آن زمین آن).

ابتدا به درخت که بالای سر قرار دارد سماء گفته شده و بعد به گیاه تعمیم داده شده، و شاید به خاطر اینکه گیاه بالای زمین قرار دارد به آن سماء گفته شده است. سماء در برابر ارض (زمین) مؤنث است و مذکر هم بکار میرود. سماء هم مفرد و هم جمع هر دو می آید و جمع آن سماوات است. سمائی که بمعنی باران است مذکر میآید. سماء در آیه بمعنی فضاء آمده است و می تواند مجاز باشد، که بمعنی "محتوای فضا" خواهد بود و میتواند بمعنی خود فضا باشد، که در این صورت به این معنی خواهد بود که گسترش فضا و گسترش محتوای آن با هم هستند و فضا بدون محتوای آن وجود ندارد. نکات آیه:
1- فضا پیوسته در گسترش است: 
وقتی منبع نور به طیف نور نزدیک می شود امواج نور آن بهم فشرده می شوند و خطوط سیاه در طیف به طـرف رنگ آبـی جابجا می شود. و وقتی منبع نور از طیف نور دور می شود خطوط سیاه در طیف به طرف رنگ قـرمز جابجا می شوند. وقتی انسان از طـیـف نور سـتارگان کهـکشانها تصویر می گیرد و آنها را با هم مـقایسه می کند، می بیند که خطوط طیفی آنها در نظام تجزیه طیفی در جائیکه می بایست باشند نیستند، بـلـکـه بـه سمت خط قـرمـز طیف جابجا شده اند. معنی این جابجائی این است که کهکشانها پیوسته از ما دور می شوند. و این به این معنی می شود که فـضا (یعنی جهان) پـیوسته در حال گسترش است. یعنی همان چیزی که آیه گفته است. 2- فضا با نیروی ویژه بنا شده است:

"پیوسته در گسترش بودن هستی" به این معنی است که هر چه رو به عقب برمی گردیم نتیجه این می شـود کـه کـهکـشانها به هم نزدیک و نزدیک تر میشوند. تا اینکه بالاخره هـمه جرم و انرژی موجود در جهان در یک نقطه به هم می رسند. و نتیجه این می شود که همه جرم و انرژی موجود در هستی در ابتدا در یک نقطه مـتمـرکز بوده و ضمن یک انـفجار به هر سو پخش و پراکنده شده و جهان کـنونی مـا شکـل گـرفـته است. زمان آن انفجار حدوداً 18 میلیارد سال پیش تخمین زده می شود. پس از پخش و پراکنده شدن جرم و انرژی اولـیه با نیرو (یا بعبارتی با انفجار)، هـر یک از سـیارات و خورشـیـدهـا نـیـز بنوبه خود با نیرو متولد می شوند. به این شکل که ابتدا نیروی جـاذبـه آغـاز به جـذب مـواد و عـناصر بدور خود می کند و رفـته رفـته سیاره یا خورشید بزرگ و بزرگ تر می شود و شکـل می گیرد.
پـایـان هـسـتی

« روزی که فـضا را مانند پیچاندن طومار نوشتار پیچانده و جمع کنیم، آنرا به همان ترتیبِ آغازِ آفرینشِ خود باز خواهیم گردانید». نکات آیه: 1- فضا (هستی) مانند پیچیده و جمع شدن طومار نوشتار پیچیده و جمع خواهند شد: در آینده ( که زمان دقیق آن معلوم نیست ولی میلیاردها سال تخمین زده میشود) کهکشانها آغاز به پیچیدنِ طومار گونه به دور خود و بلعیدن اجرام و انرژی خود خواهـند نمود، و بعد نیز همدیگـر را خواهند بلعید، و در نهایت همه در یک نقطه بلعـیده و جمع و متمرکز خواهند شد.
2- هستی در آغاز خود در یک جا جمع و متمرکز بوده است: "پیچاندن و جمع نمودن هـستی و برگردان آن به وضعیت آغازین خود" که آیه از آن صحبت میکند، به این معنی است که جهان (یعنی: همه جرم و انرژی آن) در ابتدا در یک نقـطه جمع و متمرکـز بوده است. و این چیزی است که انسان در قـرن بیستم یعنی 1400 سال بعد از گفـته قـرآن به آن رسیده است. 3- شکل هستی:
"به هـم جمع شـدن دوباره هـستی" به این معنی هست که جهان مانند یک بادکنک می ماند که کهکشانها در سطح آن قـرار دارنـد. در صورتی که بشکل دیگر می بود برنمی گشت. مثلاً اگر مسطح می بود تا ابـد به گسترش خود ادامه می داد. (البته در صورت برگشت قانونمند. و الاّ با اراده خداوند به هر حالتی که باشد برمی گردد).
************************************************************************ * Hamed Poor Imani ( Researcher Of Theoretical Physics ) * Tel : (+ 98 ) - 311 - 6625495 * Yahoo ID : Hamed_nuclear ************************************************************************ 

نوشته شده توسط هیوا در پنجشنبه 8 تیر 1385و ساعت 08:06 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 8 تیر 1385 و ساعت 08:06 ق.ظ
()
نظر
تابش هاوکینگ [مفاهیم بنیادی , ]
تابش هاوکینگ تابش هاوکینک یک پدیده ی نظری است که توسط استیون هاوکینگ بیان شده است تابش هاوکینگ چیست؟ با توجه به اصل عدم قطعیت مکانیک کوانتوم، احتمال هر رویدای همیشه بزرگتر از صفر است. یکی از نتیج منطقی آن این است که ما بپذیریم خلاء "فضای تهی" واقعاً تهی نیست. و فضای تهی از ذرات مجازی انباشته شده است، از ذرات ماده و انرژی و نه کاملاً حقیقی. ذرات مجازی با این که حقیقی نستند، قوانین نشان می دهند که جهان در مقیاس کوانتومی چگونه رفتار می کند. برای مثال آنها برای توضیح کنش فوتون و الکترون لازم هستند اگر ما فضا را خلا فرض كنیم، راه درستی نرفتهایم. در اینجا میخواهیم علت آن را بیابیم. اصل عدم قطعیت به این معنی است كه ما هیچگاه نمیتوانیم با دقت كامل، به طور همزمان، مكان و سرعت یك ذره را بداینم. معنای آن از این هم بیشتر است: ما هرگز نمیتوانیم كمیت یك میدان (به عنوان مثال: میدان گرانشی یا میدان الكترومغناطیسی) و آهنگ تغییرات آنرا همزمان، با دقت كامل تعیین كنیم. هر قدر كمیت میدان را با دقت بیشتر بدانیم، دقت ما در دانستن آهنگ تغییرات آن كاهش خواهد یافت و بالعكس، همچون الاكلنگ. در نتیجه، شدت یك میدان هیچ وقت به صفر نمیرسد. صفر هم از نظر كمیت و هم از نظر آهنگ تغییرات میدان، اندازهگیری بسیار دقیقی خواهد بود كه اصل عدم قطعیت، آن را مجاز نمیداند. نمیتوان فضای خالی داشت، مگر اینكه تمام میدانها دقیقاً صفر باشند: اگر صفر نباشند، فضای خالی وجود ندارد
به جای فضای خالی یا خلأ كامل كه اغلب ما تصور میكنیم در فضا هست، مقدار حداقلی از عدم قطعیت، اندكی ابهام یا نامعلومی به صورتی داریم كه نمیدانیم مقدار میدان در «فضای خالی» چیست. این افت و خیز در مقدار میدان، این لرزش اندك به سوی جوانب مثبت و منفی صفر را كه هرگز صفر نمیشود، میتوان به طریق زیر تصور كرد
زوجهایی از ذرات ـ زوجهای فوتونها یا گراویتونها ـ مدام ظاهر میشوند. دو ذره به صورت یك جفت در میآیند و سپس از هم جدا میشوند. پس از فاصله زمانی بسیار كوتاه غیرقابل تصوری، آن دو ذره بار دیگر به هم میرسند، و یكدیگر را منهدم میكنند حیاتی كوتاه ولی پر ماجرا دارند. مكانیك كوانتومی به ما میگوید كه این واقعه همیشه و همه جا در فضای «خلأ» روی میدهد
ممكن است كه اینها ذرات «واقعی» كه بتوانیم وجود آنها را با یك آشكارساز ذرات، تشخیص دهیم نباشند، ولی نباید تصور كرد كه آنها ذرات خیالی هستند. حتی اگر آنها فقط ذراتی «مجازی» باشند، میدانیم آثار آنها را روی ذرات دیگر تشخیص دهیم.
بعضی از این زوجها، زوجهای ذرات ماده یا فرمیونها هستند. در این حالت، یكی از ذرات زوج، پادذره دیگری است. «پاد ماده» را كه در بازیهای خیالی و داستانهای علمی تخیلی با آن آشنا هستیم، صرفاً تخیلی نیست. میدانیم كه مقدار كل انرژی در جهان، همیشه ثابت و بدون تغییر است. انرژی نمیتواند از جایی به طور ناگهانی به جهان وارد شود. چگونه ما میتوانیم مسأله این زوج تازه به وجود آمده را با این اصل سازگار كنیم؟ این زوجها، با «وام گرفتن» انرژی، به طور بسیار موقتی به وجود آمدهاند. آنها به هیچوجه دایمی نیستند. یكی از ذرات این زوج انرژی مثبت و دیگری انرژی منفی دارد. تراز انرژی آنها برابر است. به مقدار انرژی كه در جهان وجود دارد، چیزی اضافه نشده است.
استیون هاوكینگ استدلال كرد كه زوج ذرههای بسیاری به طور غیر منتظره، در افق رویداد یك سیاهچاله به وجود میایند و از بین میروند. بنابر تصور او، ابتدا یك زوج از ذرات مجازی ظاهر میشود. قبل از آنكه این زوج به یكدیگر برسند و یكدیگر را منهدم كنند، ذرهای كه انرژی منفی دارد از افق رویداد عبور كرده، وارد سیاهچاله میشود. آیا این بدان معنی است كه ذره با انرژی مثبت باید همتای بدبخت خود را، با هدف برخورد و منهدم كردن دنبال كند؟ نه. میدان جاذبه در افق رویداد یك سیاهچاله به قدر كافی قوی است كه با ذرات مجازی، حتی با ذرات بدبخت با انرژی منفی كار شگفتانگیزی میكند: میدان جاذبه میتواند آنها را از « مجازی» به « واقعی» تبدیل كند. این تبدیل، تغییر قابل ملاحظهای در زوج به وجود میآورد. آنها دیگر مجبور نیستند با یكدیگر برخورد كرده و یكدیگر را منهدم كنند. آنها میتوانند هر دو مدت بسیار طولانیتری، جدا از هم وجود داشته باشند. البته ذره با انرژی مثبت نیز میتواند در سیاهچاله بیفتد، ولی مجبور به چنین كاری نیست. او از مشاركت آزاد است، میتواند بگریزد. برای یك مشاهده كننده از دور، به نظر میآید كه از سیاهچاله بیرون آمده است. در حقیقت این ذره، نه از بیرون،بلكه از نزدیك سیاهچاله میآید. در این ضمن همتای او انرژی منفی به سیاهچاله وارد كرده است. تابشی كه به این ترتیب از سیاهچاله گسیل میشود، تابش هاوكینگ نامیده میشود. با تابش هاوكینگ، كه دومین كشف مشهور او در زمینه سیاهچالهها بود، استیون هاوكینگ نشان داد كه اولین كشف مشهور او، قانون دوم دینامیك سیاهچاله (كه مساحت افق رویداد هیچگاه نمیتواند كاهش یابد)، همیشه استوار نیست. تابش هاوكینگ این معنی را میدهد كه یك سیاهچاله میتواند كوچك شده و در نهایت كاملاً از بین برود، چیزی كه یك مفهوم واقعاً اساسی است.
چگونه تابش هاوكینگ یك سیاهچاله را كوچكتر میكند؟ سیاهچاله، به تدریج كه ذرههای مجازی را به واقعی تبدیل میكند انرژی از دست میدهد. اگر هیچ چیز نمیتواند از افق رویداد بگریزد، چهطور ممكن است چنین چیزی روی بدهد؟ چهطور سیاهچاله میتواند چیزی از دست بدهد؟ به این سؤال میتوان پاسخ زیركانهای داد: زمانی كه ذرهای با انرژی منفی این انرژی منفی را با خود به سیاهچاله میبرد، انرژی سیاهچاله را كمتر میكند. یعنی منفی « منها» است كه مترادف كمتر است.
بدینسان، تابش هاوكینگ از سیاهچاله انرژی میرباید. انرژی كمتر، كاهش جرم را به دنبال دارد. معادله اینشتین E = mc2 را به خاطر بیاوریم. در این رابطه، Eانرژی، mجرم و cسرعت نور است. هنگامی كه انرژی (در یك سوی این رابطه) كاهش مییابد (كه در مورد سیاهچالهها اینطور است)، یكی از كمیتهای طرف دیگر باید كمتر شود. چون سرعت نور ثابت است، جرم باید كاهش پیدا كند. بنابر این موقعی كه ما میگوییم انرژی از سیاهچاله ربوده شده است، مثل این است كه جرم از آن ربوده شده است.
بهخاطر داشته باشیم و به یاد آوریم كه نیوتن درباره گرانی چه چیزی به ما آموخت: هر تغییر در جرم جسم، مقدار كشش گرانشی آن را كه بر جسم دیگر اعمال میكند، تغییر میدهد. اگر جرم زمین كمتر شود (جرمش كمتر شود نه آنكه كوچكتر شود) كشش گرانش آن در مدار حركت ماه كاهش مییابد. اگر سیاهچاله جرم از دست بدهد، كشش گرانشی آن در جایی كه افق رویداد (شعاع بدون بازگشت) وجود دارد، كاهش مییابد. سرعت گریز در این شعاع كمتر از سرعت نور میشود. در این حال شعاع افق رویداد كوچكتر از شعاعی میشود كه در آن سرعت گریز برابر با سرعت نور بوده است. در نتیجه افق رویداد منقبض شده است. این، تنها راه توجیه كوچكتر شدن سیاهچاله است.
اگر تابش هاوكینگ از یك سیاهچاله بزرگ را كه در نتیجه رُمبش یك ستاره به وجود آمده است اندازهگیری كنیم، ناامید خواهیم شد. دمای سطح سیاهچالهای به این بزرگی، كمتر از یك میلیونیم درجه بالاتر از صفر مطلق خواهد بود. هر قدر سیاهچاله بزرگتر باشد، دمای آن كمتر است. استیون هاوكینگ میگوید، «سیاهچالهای با جرم ده برابر خورشید، ممكن است چند هزار فوتون در ثانیه گسیل دارد، ولی این فوتونها طول موجی به اندازه سیاهچاله خوهاند داشت و انرژی آنها آنقدر كم خواهد بود كه آشكارسازی آنها ممكن نیست». مطلب را میتوان اینطور بیان كرد: هرقدر جرم زیادتر باشد، سطح افق رویداد بزرگتر، هرچه سطح افق رویداد بزرگتر باشد، آنتروپی بیشتر است. هرچه آنتروپی بیشتر باشد دمای سطح و آهنگ گسیل كمتر است
با این حال، هاوكینگ، خیلی زود، در سال 1971 نظر داد كه نوع دیگری از سیاهچاله وجود دارد: سیاهچالههای خیلی ریز كه جالبترین آنها به انداز هسته اتم است. این سیاهچالهها بهطور قطع منفجر میشوند و تابش میكنند. به یاد داشته باشیم كه هر قدر سیاهچاله كوچكتر باشد، دمای سطح آن بیشتر است. هاوكینگ در مورد این سیاهچالههای بسیار ریز میگوید: « این سیاهچالهها را به زحمت میتوان سیاه نامید: آنها در حقیقت داغ و سفیدند.
************************************************************************ * Hamed Poor Imani ( Researcher Of Theoretical Physics ) * Tel : (+ 98 ) - 311 - 6625495 * Yahoo ID : Hamed_nuclear ************************************************************************
نوشته شده توسط هیوا در پنجشنبه 8 تیر 1385و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 8 تیر 1385 و ساعت 06:06 ق.ظ
()
نظر
شناخت خداوند [عمومی , ]
سلام .سلام به همه آنان که خود در تجلی خداوند موثرمیدانند. در آغاز بحث شناخت خداوند سوالی که در ذهن همگان وجود دارد را مطرح میکنم .واینکه آیا خداوند را هم میتوان با این چشمان فیزیکی مشاهده کرد ؟ دراین لحظه شما چه فکر میکنید؟ یعنی چه؟ خدا راچه کسی دیده تا حالا که ما هم بتونیم ببینیم؟ اگه کسی دیده از شکل و شمایل خداوند چی گفته؟ در جواب باید بگوییم هیچ کس ؟ هیچ که جواب نمیشه .پس جواب کجاست؟ هر شخصی جوابش را به گونه ای میگیرد. یا از طبیعت یا دانسته ها .....ویا از درون خود.ویا با ندای درون خود جوابها رو دریافت میکنیم. اینجا ممکنه بپرسند که درون خود دیگر کجاست؟یعنی از خودمان جواب سوال خودمان را بگیریم؟ بله .از خودمان جواب میگیریم.حالا روش استخراج جواب از درون را بعدأ توضیح خواهم داد . فعلا میخواهم بدانیم آیا خداوند را میتوانیم مشاهده کنیم یا نه؟ جواب این سوال را من با نظر و عقیده خودم جواب میدهم،مبنی بر اینکه قبلا هم ذکر کردم ،تمامی این نوشته ها بر اساس فرضیه میباشد و در علم فیزیک به صورت رسمی اثبات نگردیده/ من خداوند را آنگونه که برای من قابل درک میباشد میتوانم ببینم و وقتی ایمان دارم جهان هستی از وجود خداوند است وچون ایمان دارم ،وجود من هم از عشق خداوند است ،من خدا را به آن اندازه که لایق باشم، میتوانم در خود ببینم. و هر چه آگاهی من در مورد خداوند بالا برود وسعت دید و درک من هم از خداوند وسعت پیدا میکند. بنده مطالب خودرا از سوی هیچ دین و مذهبی و نقل قول واقتباس از هیچ منبعی نگرفته ام و این گفتگوها حالت کلی تمام انسانها را در بر میگیرد ،پس هیچ بی احترامی و تحقیری هم به اعتقادات هیچ شخصی دیده نخواهد شد. خداوند از ابزارهایی چون جسم انسان برای ادامه تکامل جهان هستی استفاده مینماید و این ابزار چون از مکانیزم بسیار پیچیده ای برخوردار است لذا برای کنترل و اداره این ابزار نیرویی فراتر و پیشرفته تری لازم میباشد که ازهر نوع آگاهی برخوردار باشد، پس هیچ نامی به جزء روح الهی نمیتوانم به ان نسب بدهم. علت پافشاری من در مورد این مطلب این است که تمام انسانها بر وجود روح خود واقف هستند و دیگر اینکه به غیراز روح نیرویی آشکار تر و نزدیکتر که قابل درک برای انسان باشد فعلا در صلاحییت نمیباشد.و من به شخصه هنگامی که به روح خود می اندیشم خداوند را در وجودم حس میکنم .این حس وجود خداوند نیز در انسانها بستگی به نوع آگاهی ،عقیده،و دیدهگاه خود دارد. خوب ،مطالب ادامه خواهد داشت ،و متاسفم ازاین موضوع که شما عزیزان باید بی سوادی بنده را تحمل کنید.وخیلی خوشحال خواهم شد چنانچه مرا از اشتباهاتم آگاه سازید.خیلی زود به ادامه بحث در راستای جهان هستی وچگونگی واقع شدن خودرا آن ،قبل از تولد و بعد از مرگ خواهیم پرداخت.(سیاوش ملکی)
نوشته شده توسط وستا در چهارشنبه 7 تیر 1385و ساعت 10:06 ق.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 7 تیر 1385 و ساعت 10:06 ق.ظ
()
نظر
السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س) [عمومی , ]
ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم محتاج عطا و کرم فاطمه ایم عمریست که از داغ غمش سوخته ایم دلسوخته عمر کم فاطمه ای  عشق یعنی انقلاب فاطمه از كبودی چشم تار فاطمه عشق یعنی عشق ناب فاطمه بیت الاحزان خراب فاطمه
شناسنامه فاطمه زهرا (س) دختر رسول خدا (ص) و بانوى زنان جهان مادر وى خدیجه دختر خویلد، مادر مؤمنان بود.فاطمه كوچكترین دختر رسول خدا (ص) و محبوبترین آنان در نزد وى بود. سلاله رسول خدا (ص) جز از فاطمه،از دیگر دخترانش منقطع شد.
میلاد فاطمه (س) وى دو سال پس از بعثت در روز جمعه بیستم ماه جمادى الاخر،در شهر مكه پا به عرصه وجود نهاد.شیخ طوسى در مصباح المجتهد گوید:بنابر روایتى فاطمه در سال پنجم بعثت به دنیا آمد.
كنیه و لقب آن حضرت فاطمه را با كنیه «ام ابیها» خوانده اند و لقب او را زهرا و بتول گفته اند.هروى در شرح الغریبین گوید:«مریم را بتول (باكره) نامیده اند كه از مردان كناره میگرفت و فاطمه را بدان علت بتول گفته اند كه از نظیر و همتا بركنار است.»
نقش انگشترى آن حضرت نقش خاتم آن حضرت این عبارت بود:«امن المتوكلون».
نوشته شده توسط ماه پیشونی زمان در چهارشنبه 7 تیر 1385و ساعت 08:06 ق.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 7 تیر 1385 و ساعت 09:06 ق.ظ
()
نظر
ناتوانی در ذهن است نه در جسم [عمومی , ]

توماس ادیسون می گوید: اگر ما همه كارهایی را كه از دستمان برمی آید، انجام می دادیم از قدرت خودمان متحیر می ماندیم. هر وقت احساس می كنید ناتوانی جسمی، می تواند جلوی پرواز روح را بگیرد، به این آدم ها فكر كنید: * جان میلتون، شاعر و نویسنده بزرگ، خالق شاهكار بهشت گمشده، نابینا بود. * ایزاك پرل من، یكی از بزرگترین نوازندگان ویولن دنیا، از كمر به پایین فلج بود. * جیمز تربر، سازنده كارتون های زیبا و طنزپرداز بزرگ، از نظر بینائی معلول بود. * هیتر وایت استون، بانوی برگزیده سال ۱۹۹۴ آمریكا، ناشنوا بود. * جیم آیزن ریچ، بازیكن حرفه ای بیس بال، دچار عارضه صرع بود. * رافر جانسون، قهرمان دو و میدانی، با پاهای كج به دنیا آمد. * استیفن هاوكینگ، نظریه پرداز و فیزیكدان و ستاره شناس نابعه، از گردن به پایین فلج است. * جیمز ارل جونز، بازیگر مشهور سینما، از ۶ تا ۱۴ سالگی لكنت زبان داشت.
آلبرت اینشتین می گوید: «در دل هر مشكلی، فرصتی نهفته است. از این فرصت ها باید بهره گرفت.»
ترجمه: پروین قائمی منبع: http://www.amordad.net/article79.html
نوشته شده توسط ماه پیشونی زمان در پنجشنبه 1 تیر 1385و ساعت 12:06 ب.ظ
ویرایش شده در شنبه 3 تیر 1385 و ساعت 07:06 ق.ظ
()
نظر
ارواح در اینترنت [عمومی , ]

موجی از ایمیلهای مرموز موسوم به ارواح در اینترنت
چند شركت مطرح ارائهدهنده خدمات امنیتی از جمله شركتهای "پاندا" و "سیمانتك" از شناسنایی موجی از ایمیلهای عجیب و ناشناس در اینترنت خبر می دهند كه در متن آنها تنها مجموعهای از اعداد و ارقام مشاهده میشود.
به گزارش بخش خبر شبكه فن آوری اطلاعات ایران، از ایرنا، این ایمیلها كه شركت "پاندا" از آنها به نام "ایمیل ارواح" نام برده، كاملا غیرعادی هستند به طوری كه هم آدرس فرستنده و هم آدرس گیرنده ایمیل، مشابه آدرس ایمیل كاربری است كه پیغام را دریافت میكند.
نوشته شده توسط در اشتیاق نور در سه شنبه 23 خرداد 1385و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
پیامی از خالق [عمومی , ]

اگر خلقت كیهان آگاهانه و هدفمند است ، آیا خالق پیغامی از خود بجای گذاشته كه بواسطه آن بتوان به رمز آفرینش هستی پی برد؟ طی مقاله ای كه توسط استفان هسو فیزیكدان دانشگاه اوریگان و آنتونی زی فیزیكدان دانشگاه كالیفرنیا (سانتا باربارا) در مجله اختر فیزیك چاپ شد یك ایده در این مورد مطرح كردند: اخترشناسان می توانند در میان پس زمینه ریز موج كیهانی (cosmic microwave background) كه پژواك مهبانگ است بدنبال پیغامی از خالق باشند.این فیزیكدانان می گویند تحقیق ما با طرح این پرسش كاملا علمی كه در واقع اگر پیغامی وجود داشته باشد این پیغام و واسطه آن چیست سعی در پاسخ به آن دارند. هسو و زی می گویند خالق ناحیه انبساط را بگونه ای میزان و تنظیم كرده تا یك پیام دوگانی را در نقاط گرم و سرد پس زمینه ریز موج كیهانی رمزگذاری كند. ناحیه انبساط منطقه ای كه مسئول انبساط كیهان اولیه است. این دو دانشمند می گویند كه پس زمینه ریز موج مانند "تابلوئی بسیار بزرگ در گستره آسمان است" كه برای تمامی تمدنها در تمامی كهكشانها قابل روئیت است. به دلیل اینكه مناطق مختلف كیهان آنقدر از هم فاصله دارند كه نمی توان تصور كرد ارتباط آنها بطور اتفاقی صورت گرفته بنابراین فقط یك خالق یكتا می تواند پیغامی را در این پس زمینه قرار دهد كه برای تمامی تمدنها قابل ردگیری باشد.
با در نظر گرفتن تعداد محدود نواحی ناهمگن آسمان ، هسو و زی محاسبه می كنند كه این پیغام می تواند محتوی 100.000 بیت (bit) اطلاعات باشد. برای مثال یك چنین پیغامی ممكن است قوانین بنیادی فیزیك را آشكار كند. پژوهشهای فعلی مانند كاوشگر ویلكینسان -كه دمای پرتو این پس زمینه را با دقت بالائی اندازه می گیرد- تفكیك زاویه ای و حساسیت كافی برای ردگیری نوسانات حرارتی محدودی كه این پیغام را رمزگذاری كردند را در اختیار ندارند. اما تجهیزات آینده ممكن است توانائی انجام این كار را داشته باشند. این فیزیكدانها اصرار دارند كه دانشمندان داده های بعدی مربوط به پس زمینه ریز موج را برای یافتن الگوهای احتمالی تجزیه و تحلیل كنند. داگلاس اسكات و جیمز زیبین از دانشگاه بریتیش كلمبیا در كانادا طی مقاله ای دیگر كه در مجله اختر فیزیك منتشر شد می گویند كه هسو و زی مقدار اطلاعات رمزگذاری شده در پس زمینه ریزموج را زیاد بر آورد كردند.هسو در پاسخ می گوید" هر دو گروه قبول دارند كه یك پیغام كیهانی در پس زمینه ریز موج رمزگذاری شده است. اما بر سر مقدار حجم این اطلاعات با هم اختلاف نظر دارند." منبع: http://morbid.blogfa.com/8410.aspx اصل مقاله: http://skyandtelescope.com/news/article_1647_1.asp
نوشته شده توسط ماه پیشونی زمان در پنجشنبه 11 خرداد 1385و ساعت 12:06 ب.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 11 خرداد 1385 و ساعت 01:06 ق.ظ
()
نظر
|